تبلیغات
رادیو جوانی که دوستش دارم - نجار پیر...
جوانی کن همیشه با جوانه
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

g

نجار پیر...

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد . یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت .
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند .
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد .
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد ...
نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد . یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت .
پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند .
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد .
سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد .
نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود . پذیرفتن ساخت این خانه را برخلاف میل باتنی او صورت گرفته بود . برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد .
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد . صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد .
زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!
نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد .
در واقع اگر او میدانستکه خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد . یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد .
این داستان ماست .
ما زندگیمان را میسازیم . هر روز میگذرد . گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم . اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم . فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ، ممکن نیست .
شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود . یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود .
مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید .



نوشته شده توسط :میلاد مدرسی
دوشنبه 1 آبان 1391-10:51 ق.ظ
نظرات() 

feet complaints
شنبه 18 شهریور 1396 06:10 ق.ظ
I do not even know how I ended up here, but I thought this post was good.
I don't know who you are but definitely you are going to a famous blogger if you aren't
already ;) Cheers!
How do you grow?
جمعه 17 شهریور 1396 02:36 ب.ظ
hello there and thank you for your info – I've certainly picked up anything new from right
here. I did however expertise some technical issues using this website, since I experienced to reload the web site
many times previous to I could get it to load correctly.
I had been wondering if your hosting is OK?
Not that I am complaining, but sluggish loading instances times will sometimes
affect your placement in google and can damage your quality score if
ads and marketing with Adwords. Well I'm adding
this RSS to my e-mail and can look out for a
lot more of your respective fascinating content. Make sure you
update this again very soon.
How do you treat Achilles tendonitis?
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:30 ق.ظ
Hmm is anyone else having problems with the images on this blog loading?
I'm trying to determine if its a problem on my end or if it's the blog.

Any feed-back would be greatly appreciated.
hepatitis c foot pain
پنجشنبه 22 تیر 1396 01:27 ق.ظ
For the reason that the admin of this site is working, no uncertainty very quickly it will be well-known, due to its quality contents.
overratedtechni13.snack.ws
سه شنبه 20 تیر 1396 11:02 ب.ظ
I've been exploring for a little for any high quality articles or weblog posts in this kind of area .
Exploring in Yahoo I ultimately stumbled upon this site.
Reading this info So i am glad to show that I have an incredibly good uncanny feeling I found out just
what I needed. I most certainly will make sure to don?t fail to remember this site and
give it a look regularly.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:47 ق.ظ
You could definitely see your expertise within the article you write.
The world hopes for more passionate writers such as you who aren't afraid to say how they believe.
All the time follow your heart.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 11:30 ب.ظ
Great post. I will be going through some of these issues as well..
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 04:30 ب.ظ
Hi there! This is kind of off topic but I need some help from an established blog.
Is it tough to set up your own blog? I'm not very techincal but I can figure things out pretty fast.
I'm thinking about setting up my own but I'm not sure where to begin. Do you have any points or suggestions?
Many thanks
نگارنده(وبلاگ هواداران پیمان طالبی)
شنبه 20 آبان 1391 12:34 ق.ظ
سلااااااام خوبین شما
اینجاخعلی صفاداره....
این وبلاگ وتازه تاسیس کردم میخاستم بااجازه لینکتون کنم وهم دعوتتون کنم به ماهم سربزنین امیدوارم دوستای خوبی بشیم باعشق رادیو
پاسخ میلاد مدرسی : سلام نگارنده خانوم خیلی خوشحالم که من رو میخواین لینک کنید من فعلا لینکتون میکنم اخه قرار شده یک وبلاگ جدید بسازم شما اون ادرس رو لینک کنید ممنون میشم خیلی خوشحال شدم که بهم سر زدید بازم بهم سر بزنید ها درسته فعلا چند وقته مطلب جدید نمیذارم اما هر روز وبم رو کامنتاشو چک میکنم
ستاره نادری
چهارشنبه 3 آبان 1391 04:53 ب.ظ
اینجا هم عالی
پاسخ میلاد مدرسی : مرسی از خواهرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر