تبلیغات
رادیو جوانی که دوستش دارم - مرا بغل كن...
جوانی کن همیشه با جوانه
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

g

مرا بغل كن...

روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کردبراى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت:...

مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن" چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.



نوشته شده توسط :میلاد مدرسی
پنجشنبه 20 مهر 1391-09:17 ب.ظ
نظرات() 

What do eccentric heel drops do?
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:18 ق.ظ
great publish, very informative. I wonder why the other experts of this sector do not understand this.
You must continue your writing. I am sure, you've a huge readers' base already!
Luther
دوشنبه 9 مرداد 1396 10:07 ب.ظ
I do consider all the ideas you have introduced on your post.
They're really convincing and can definitely work. Still, the posts are very brief
for starters. May you please lengthen them a bit from subsequent
time? Thank you for the post.
Avery
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:51 ب.ظ
Pretty! This has been a really wonderful article. Thank you for providing this information.
rosaleeengels.soup.io
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 06:33 ق.ظ
Wow, this post is fastidious, my sister is analyzing these kinds of things, thus I am
going to let know her.
Nannette
شنبه 23 اردیبهشت 1396 09:13 ب.ظ
Greetings! Very helpful advice within this post! It is the little changes which will make the biggest changes.
Thanks for sharing!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:16 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets
I could add to my blog that automatically tweet my newest
twitter updates. I've been looking for a plug-in like
this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience with
something like this. Please let me know if you run into anything.
I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 11:10 ق.ظ
Aw, this was an exceptionally good post. Finding the time and
actual effort to create a superb article… but what
can I say… I hesitate a whole lot and don't seem
to get anything done.
BHW
شنبه 19 فروردین 1396 01:23 ب.ظ
This is a good tip especially to those fresh to the blogosphere.
Simple but very precise info… Thanks for sharing this one.
A must read article!
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 12:55 ق.ظ
Howdy! I could have sworn I've been to this site before
but after checking through some of the post I realized it's
new to me. Anyways, I'm definitely happy I found it and
I'll be bookmarking and checking back often!
آرزو یوسف آبادی
جمعه 21 مهر 1391 03:41 ب.ظ
وبلاگاشونو دیدم..‏ خدایی از حق نگذریم کار اونام
حرف ندارہ...‏ حالا شما تو ‏5‏ تاش شرکت کردین,
تو یکیشم ک کاندید بشین,‏ بسسته دیگه,‏ نوبت رو ‏
رعایت كنین و حق این طفل معصوما رو نخورین,,,
بذار این بندگان خدا هم به یه نون و نوایی برسن...
ثواب داره
پاسخ میلاد مدرسی : خب ابجی منم همینو میگم دیگه کار اونا 20 البته من سال اولم که شرکت میکنم بعضی از بچه ها سال دومشونه خب طبیعیه که تجربشون بیشتر از منه دیگه البته بچه هام توچند بخش کاندید شدن مثل من اینکه دلیل نمیشه والا همینم که تا حالا بالا اومدم خوبه من راضییم بقیش با خداست من تلاشم رو کردم هر چی خدا میخواد من اگر جزوه کاندیدهام نباشم حتی بچه های دیگم برن بالا به هیچ وجح ناراحت نمیشم اتفاقا برعکس خیلیم خوشحال میشم ما درست در جشنواره رقیب هستیم اما در کل و از مهمتر دوست هستیم نه رقیب .........ممنون ابجی بازم بهم سر زن خوشحال میشم ووای زبان هیچی نخوندم خدا کمکم کنه ...
آرزو یوسف آبادی
جمعه 21 مهر 1391 03:18 ب.ظ
زن بیچارہ...‏ ‏
شوهرای این دوره زمونم نوبرن والا....‏ مرد هم
مردای قدیم...
پاسخ میلاد مدرسی : والا....
فاطمه فلاح
جمعه 21 مهر 1391 09:34 ق.ظ
سلام برادر میلاد...
چقدر داستان گذاشتی؟؟؟!!!
تاجایی که رسیدم خوندمشون خوب و آموزنده بودن...
پاسخ میلاد مدرسی : مرسی به ابجی خودم که وقت گذاشته خونده ممنون
اثمر
جمعه 21 مهر 1391 08:20 ق.ظ
سلام اقای مدرسی درسها كه خوب پیش میره(سوتی یا نخوندنی یا...)!!
داستانهاهم خیلی با معنی وقشنگن. عجب تحملی هم داشته این زن!!!
پاسخ میلاد مدرسی : نه سوتی نه خوندنی ها خداروشکر من تو کلاس صدا ازم در نمیاد چه برسه به سوتی هه ههه هه نه شوخی کردم خداروشکر بچه ها خوب استادا خوب دانشگاه خوب همه خوب جدی اره تحمل دیدی مرسی که بهم سر زدی........
یـ ـڪـ شــروع פֿـوب...
جمعه 21 مهر 1391 08:20 ق.ظ
هه! هرجور راحتین!
پاسخ میلاد مدرسی : من راحتم شما چطور؟
یـ ـڪـ شــروع פֿـوب...
پنجشنبه 20 مهر 1391 09:31 ب.ظ
چناب مدرسی بنده فقط سه تای آخری رو خوندم.ولی فک کنم انقد داستانک گذاشتن تو یه لحظه درست نباشه چون حداقلش اینه که کسی نمی خونه!
منم نوبر بودم 3 تاشو خوندم!!
انتفاد ما را با عفو و بخشش بپذیرید.باشد که جزوه برندگان جشنواره شوید
راستی اومدین نظر دادین پستم ناقص بود یه سر دیگه هم بزنید بی زحمت.ثواب داره..
مرسی
پاسخ میلاد مدرسی : برای ثوابشم که شده چشم حتما..........................اخه میدونید من گفتم دست پر بیام یک هفته نبودم...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر