تبلیغات
رادیو جوانی که دوستش دارم - دختر گل فروش....
جوانی کن همیشه با جوانه
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

g

دختر گل فروش....

دخترك گل فروش سالها در آرزوی خریدن یك كفش قرمزُ بود و پولهایی را كه از فروختن گل های مریم به دست آورده بود،در قلك كوچكش جمع می كرد. 
آن روز صبح هم مثل همیشه، در فكر و رویایش بود كه ناگهان در اثر برخورد با اتوموبیلی به گوشه ای پرتاب شد. وقتی چشمانش را باز كرد خود را روی تختی سپید و تمیز دیدكه در كنار آن هدیه ای قرار داشت. 
دخترك با خوشحالی هدیه را باز كرد٬ یك جفت كفش قرمز بود!!!!! 
چشمان دخترك لبریز از شادی شد٬ ولی افسوس . . . . . . او نمی دانست كه پاهایش دیگر توان رفتن ندارد.


نوشته شده توسط :میلاد مدرسی
شنبه 15 مهر 1391-07:51 ب.ظ
نظرات() 

manicure
شنبه 19 فروردین 1396 09:35 ب.ظ
Thanks for any other informative blog. The place else may I am getting that type
of info written in such an ideal manner?
I've a venture that I'm simply now operating on, and I've been at the
look out for such info.
فائزه
یکشنبه 16 مهر 1391 01:01 ق.ظ
فقط سکوت...
پاسخ میلاد مدرسی : هیس
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر