تبلیغات
رادیو جوانی که دوستش دارم - فقر....
جوانی کن همیشه با جوانه
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

g

فقر....

روزی یك مرد ثروتمند ، پسر بچه كوچكش را به یك ده برد تا به او نشان دهد مردمی كه در آن جا زندگی می كنند چقدر فقیر هستند . آن ها یك روز و یك شب را در خانه محقر یك روستایی به سر بردند .

در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : « نظرت در مورد مسافرت مان چه بود ؟ »

پسر پاسخ داد : « عالی بود پدر

پدر پرسید : « آیا به زندگی آن ها توجه كردی ؟

پسر پاسخ داد: « فكر می كنم

پدر پرسید : « چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟

پسر كمی اندیشید و بعد به آرامی گفت : « فهمیدم كه ما در خانه یك سگ داریم و آن ها چهار تا . ما در حیاط مان فانوس های تزئینی داریم و آن ها ستارگان را دارند . حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ آن ها بی انتهاست

در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند آمده بود . پسر اضافه كرد : « متشكرم پدر كه به من نشان دادی ما واقعأ چقدر فقیر هستیم

!» !» » !» » 
! » 


نوشته شده توسط :میلاد مدرسی
شنبه 15 مهر 1391-06:50 ب.ظ
نظرات() 

http://montoyajlyjslnsqj.exteen.com/20150624/hammer-toe-symptoms-and-treatment
شنبه 14 مرداد 1396 05:18 ب.ظ
Hello there! Do you know if they make any plugins to help with SEO?
I'm trying to get my blog to rank for some targeted keywords but I'm not seeing very good success.

If you know of any please share. Kudos!
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 06:33 ب.ظ
Howdy! Would you mind if I share your blog with my zynga group?

There's a lot of people that I think would really enjoy your content.
Please let me know. Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر