تبلیغات
رادیو جوانی که دوستش دارم - داستان زیبا...
جوانی کن همیشه با جوانه
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

g

داستان زیبا...

روزی پسر بچه ای در خیابان سكه ای یك سنتی پیدا كرد . او از پیدا كردن این پول ،آن هم بدون هیچ زحمتی ، خیلی ذوق زده شده . این تجربه باعث شد كه بقیه روزها هم با چشمهای باز ، سرش را به سمت پایین بگیرد ( به دنبال گنج ) !!! او در مدت زندگیش ، 296 سكه 1 سنتی ، 48 سكه 5 سنتی ، 19 سكه 10 سنتی ، 16 سكه 25 سنتی ، 2 سكه نیم دلاری و یك اسكناس مچاله شده 1 دلاری پیدا كرد . یعنی در مجموع 13 دلار و 26 سنت . در برابر به دست آوردن این 13 دلار و 26 سنت ، او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید ، درخشش 157 رنگین كمان و منظره درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد . او هیچ گاه حركت ابرهای سفید را بر فراز آسمان ، در حالی كه از شكلی به شكل دیگر در می آمدند ، ندید . پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر ، هرگز جزئی از خاطرات او نشد 

نوشته شده توسط :میلاد مدرسی
جمعه 7 مهر 1391-07:45 ب.ظ
نظرات() 

gorgeousemissar62.hazblog.com
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 09:26 ق.ظ
I am really enjoying the theme/design of your web site.

Do you ever run into any web browser compatibility issues?
A number of my blog visitors have complained about my
website not working correctly in Explorer but looks great in Chrome.
Do you have any ideas to help fix this issue?
مائده لطفی
جمعه 7 مهر 1391 10:08 ب.ظ
آخّه....همش سر به زیر بود برای پیدا کردن پول....
راستی! اِ؟؟؟؟چرا؟؟؟؟از این اشتباه ها تو زندگیتون نکنین ...البته با عرض عذرخواهی من تو کاراتون فضولی نمیکنما...ولی....چرا؟؟؟به آدرسی که تو این کامنت گذاشتم برین خودتون متوجه می شین:)
ولی چرا آخه؟؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر